ساعت 4 بعد الظهر چهارشنبه است رسیدم دانشگاه ،توسایت خوشبختانه هیچکی نیست کلید دستمه و دارم در حال تایپ مطلب در عین این که هنوز از اون همه مسکن و آمپول دیازپام و چند روز بی خوابی و خونریزی روده و معده گیجم مینویسم و اینو گوش می کنم و
بفهمی نفهمی باهاش می خونم دلم نیومد اینجا نذارمش
اینجا رو گوش کنید شعرشو هم میذارم।
ترانه سرا : جهانبخش پازوکی
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره
چرا این در و اون در میزنی ای دل غافل
دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره
وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار
وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی خودتو نگه دار ، خودتو نگه دار
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره
ای دل دیگه بال و پر نداری
داری پیر میشی و خبر نداری
ای دل دیگه بال و پر نداری
داری پیر میشی و خبر نداری
وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار
وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی خودتو نگه دار ، خودتو نگه دار
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره ندارهدیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره
................................دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره